یک بحث هیجان‌انگیز: چطور خوابی رو ببینیم که دوست داریم ببینیم؟

ما تقریبا یک‌سوم عمرمون رو خواب هستیم. به بیان دیگه، ما به عنوان یک انسان معمولی متاسفانه تقریبا روی یک‌سوم عمرمون هیچ کنترلی نداریم، متوجه گذرش نمی‌شیم و هیچ لذتی هم در لحظه ازش نمی‌بریم. یعنی شاید بعد از بیدار شدن از خوابی که داشتیم احساس رضایت کنیم، اما خود خواب رو در لحظه درک نمی‌کنیم.

اما چی می‌شد اگه می‌تونستیم روی این ۲۵ سالی که در عمر ۷۵ ساله‌مون به خواب سپری می‌شه نظارت داشته باشیم؟ بتونیم متوجه لحظاتش بشیم و اونطور که دوست داریم بگذرونیمش؟ من تقریبا ۶ ماهه که دارم سعی می‌کنم به چنین کنترلی برسم و نتایجی که دیشب تونستم بهش برسم مشتاقم کرد که این پست رو بنویسم؛ اینکه چطور خوابی رو ببینیم که دوست داریم ببینیم؟

اصلا چرا این کار رو بکنیم؟

اینکه چرا دوست دارید روی خوابتون کنترل داشته باشید مربوط به شماست. من به ۳ دلیل دوستش دارم:

۱- کیفیت خوابم بهتر شده: من اصولا آدم بدخوابی هستم. حتی زمانی که نوزاد بودم، دغدغه مادرم کم‌خوابی من بوده. الان هم تقریبا هر شب ۳-۴ می‌خوابم و حدود ۱۱ بیدار می‌شم. اما اگه صبح جلسه یا قراری داشته باشم، مجبورم حداکثر بهره رو از خوابم ببرم (چون نمی‌تونم زودتر بخوابم و هر چی زودتر بیدار شم زمان خوابم کمتر می‌شه). از زمانی که تونستم کنترل نسبی روی برخی از رویاهام داشته باشم، اگه حین دیدن کابوس یا چیزی باشم که اذیتم می‌کنه، بیدار می‌شم، نفس عمیقی می‌کشم و دوباره به خواب عمیق می‌رم تا مغزم از حالت نیاز به پردازش خارج بشه.

۲- ادونچر ایز ادونچر: من احساس می‌کنم که ما به عنوان انسان به کشف زنده‌ایم. به تجربه اتفاقاتی که حسشون با شنیدن از دیگران به دست نمیاد و نیاز به درک شخصی دارن. این موضوع که ما هیچ کنترلی روی خوابمون نداریم همیشه روی اعصاب من بود و سعی کردم حلش کنم.

۳- نسبت به اتفاقات دنیای واقعی هشیارتر شدم: مثلا اگر زلزله بشه و در خواب باشید، به راحتی می‌فهمید که این زلزله در دنیای واقعیه یا خواب شما. اگر ساعت زنگ بزنه فرقش رو با ساعتی که ممکنه حس کنید تو خوابتون داره زنگ می‌زنه می‌فهمید. اگر کسی کنارتون راه بره یا اگر خطری متوجه شما باشه، هرچند خوابتون اصطلاحا سبک‌تر می‌شه، اما نسبت به دنیای واقعی هشیارترید.

و البته چرا نه: چون تا مدت‌ها کیفیت خوابتون رو به هم می‌زنه. بعضی وقت‌ها شدت واقعی بودن رویاها اذیتتون می‌کنه. بیدار میشید و ساعت‌ها رویایی که می‌دید تو ذهنتون می‌مونه. کارهایی که در این پست گفته می‌شه کارهای عجیب و غریب و احضار روح و جن نیستند، اما قطعا روی ذهن شما بی‌تاثیر هم نیستند.

چطور روی خوابی که می‌بینیم کنترل داشته باشیم؟

اگر بخوام خیلی خلاصه بگم باید بگم «با تشخیص خواب از بیداری». شما هر وقت که متوجه بشید در خواب هستید، به راحتی می‌تونید قصه رو اونجور که دوست دارید تغییر بدید. دنیا رو به دلخواه رنگ کنید. سیر اتفاقات رو تغییر بدید. آدم‌هایی رو به خوابتون بیارید و هر کاری که در بیداری به راحتی ممکن نیست. قبل از اینکه به راه‌های تشخیص خواب از بیداری برسیم لازمه یه موضوع رو خیلی خلاصه بررسی کنیم:

رویا چیه؟

رویا چیزی نیست جز تصورات ذهنی. هر چیزی که در خواب می‌بینید در مغز شما ساخته و پرداخته می‌شه، پس می‌تونید روش کنترل داشته باشید. ما سه مرحله خواب داریم:‌ ورود به خواب (که ممکنه با توهماتی مثل حس سقوط آزاد که ناشی از فعالیت‌های عضلانیه حسش کرده باشید)، خود خواب (که فعالیت مغزی، قلبی و ریوی در اون به شدت کاهش پیدا می‌کنه و مهم‌ترین قسمت خواب برای گرفتن آرامش، انرژی و تجدید قواست – بعضی‌ها خود خواب رو به خواب سبک و عمیق تقسیم می‌کنند) و خواب REM که مخفف rapid eye movement یا حرکت سریع چشمه و به مرحله‌ای گفته می‌شه که بسیار کوتاهه و رویاها تو این مرحله پردازش می‌شن. فعالیت‌های مغزی تو این مرحله از خواب به شدت زیادن و در عوض عضلات به دستور مغز تقریبا فلج و بی‌حرکت می‌شن. علتشم اینه که به تصویرهای عجیب و غریبی که مغز می‌سازه واکنش بیرونی نشون ندید. مثلا حرف نزنید، یا پا نشید با تصور اینکه لب دریا هستید از روی تخت شیرجه بزنید کف اتاق. (تو پرانتز بگم که اگه تو این مرحله از خواب بدون آمادگی بیدار بشید، ممکنه مغز نتونه فرمان بیرون اومدن از فلج رو به درستی به عضلات منتقل کنه و این دقیقا همون حالتیه که ایرانی‌های سنتی بهش میگن بختک. خودشم بعد چند دقیقه حل می‌شه). جالبه اینم بدونید که اگه مستقیم اما با آمادگی (مثلا با صدای ساعت، نه با سطل آب) از مرحله REM به دنیای واقعی بیاید کارهای فکری و خلاقانه رو بهتر انجام می‌دید.

خیلی‌ها رویاهای صادقه یا حتی دژاوو رو مثال نقضی برای صرفا مغزی بودن رویا می‌دونن و اعتقاد دارن که رویا از بالا یا با سفر روح به آینده ایجاد می‌شه و انسان کنترلی روش نداره. حقیقت اینه که علم برای هر دوی این موارد پاسخ‌های غیرمتافیزیکی و دقیق‌تری داره. در مورد رویاهای صادقه یه نکته‌ی جالب بگم: مغز شما خواب رو همونطوری پردازش می‌کنه که در بیداری می‌کنه. مثلا اگه شما استیک بیشتر از فست‌فود دوست داشته باشید، تو خواب هم استیک رو بیشتر دوست دارید. در واقع مبنای تصمیم‌گیری‌ها یکسانه. در نتیجه ممکنه آینده‌ی اتفاقاتی رو در خواب ببینید که سال‌ها بعد واقعی میشن. علتش اینه که مغز شما با پیش‌فرض‌های ذهنیتون جلو رفته، فقط X برابر سریع‌تر از مسیری که شما در دنیای واقعی پیش رو دارید. دژاوو هم بحثای مفصلی داره که پیشنهاد می‌کنم سرچ کنید بخونید.

چطور بیداری رو از خواب تشخیص بدیم؟

همونطور که گفتم همه چیز به تشخیص خواب از بیداری برمی‌گرده و البته این کار بسیار مشکله. من دیشب تونستم حضورم در لایه دومی از رویا رو تشخیص بدم. یعنی وقتی خواب بودم یکسری اتفاقات در رویام افتاد و بیدار شدم، اما متوجه شدم که همچنان در رویا هستم و اون اتفاقات در لایه دوم رویا اتفاق افتاده. این همه‌ی کاریه که در من چند ماه گذشته کردم:

در طول روز مدام از خودتون بپرسید من خوابم یا بیدارم؟ این واقعیته یا رویاست؟ اوایل باید آلارم ست کنید یا نشونه روی دستتون بذارید اما کم‌کم وارد کارهای ناخودآگاهتون می‌شه و یه شب بالاخره در خواب از خودتون می‌پرسید من خوابم یا بیدارم، و اینجاست که باید راه‌های برای تشخیص داشته باشید:

  • نشونه‌هایی رو در طول روز چک کنید اما نذارید کسی متوجه این کار شما باشه. وقتی نشونه رو لو بدید، دیگه تبدیل به یک امر ذهنی نیست و برای نمایش به بقیه انجامش می‌دید. مثلا کف دست‌هاتون رو ببینید. کف دست‌ها تقریبا هیچ‌وقت در خواب واضح دیده میشن.
  • اگه ساعت می‌بندید، ساعت رو در طول روز بارها چک کنید. نمی‌دونم چرا، اما ساعت مچی در خواب محو دیده می‌شه.
  • سعی کنید اتفاقات تکراری رو چک کنید. مثلا ثانیه شمار ساعت دیواری رو نگاه کنید. ده ثانیه بعد نگاه کنید. باید ده ثانیه جلو رفته باشه. تو خواب اکثرا جلو نمیره.
  • یه کاری با حافظه کوتاه مدتتون انجام بدید. مثلا تا یه عددی (فرضا ۷) بشمرید. کمی صبر کنید، یه کار کوچیک انجام بدید (فرضا قدم بزنید، یا تلگرامتون رو چک کنید) و بعد سعی کنید از عدد بعدی که شمرده بودید (فرضا ۸) به بعد بشمرید. تو بیداری می‌تونید این کارو انجام بدید اما تو خواب REM دسترسی به حافظه کوتاه مدت شما تقریبا تعطیله و این کار رو نمی‌تونید انجام بدید.

این همه‌ی کاریه که باید انجام بدید 🙂 یه پروژه بلندمدته، اما لذتبخشه و دنیای جدیدی رو تجربه می‌کنید.

اگه تجربه‌ای داشتید تو کامنت‌ها بگید که استفاده کنیم.

10 دیدگاه برای «یک بحث هیجان‌انگیز: چطور خوابی رو ببینیم که دوست داریم ببینیم؟»

  1. امیر من یه دوران زیادی از کودکیم رو ( از وقتی یادم میاد تا ۱۱ سالگی) هر روز در حالتی می خوابیدم که تو خواب میدونستم خوابم، و با اختیار خودم (یا بعضا صدای مادرم که توی خواب از آسمون پخش میشد) بیدار میشدم، و فکر میکردم همه همینجوری هستن، جالبه که خواهرای منم دقیقا همین مدل بودن و اینو یک ماه پیش فهمیدیم!

    کارلوس کاستاندا یه کتاب داره به نام هنر خواب بینی، اونجا یکی از سخت ترین تمرین ها رو همین دیدن کف دست تو خواب اعلام میکنه، واسم جالب بود که گفتی.

    ولی اساسا من خواب کمتر ولی قوی تر و عمیق تر رو بیشتر ترجیح میدم تا خواب بیشتر ولی سطحی تر، مثلا میتونم شبی ۵ ساعت بخوابم ولی عمیق، که رمزش خسته کردن جدی فیزیکی هست. لااقل تو دنیای واقعی دو سه ساعتی زمان خریده میشه 😀

  2. سلام . حرفاتون خیلی برام جالب بود. منم دارم این تمرین خواب و بیداری روانجام میدم . اگه موفق بشم عالی میشه البته هنوز نمی دونم وقتی موفق بشم واقعا دوس دارم تو خوابم چیکار کنم یا پیش کی برم ! یه چیزی که در مورد خوابهای خودم متعجبم می کنه اینه که چیز زیادی از گذشته ام یادم نمیاد . یعنی توی خواب هیچ اطلاعی از خودم ندارم انگار خودمو نمی شناسم. شاید برای همه همینطوری باشه . یعنی اگه از خودتون بپرسید کی هستید همه چی یادتون میاد ؟ لطفا به نوشتن ادامه بدید.ممنونم

  3. سلام…

    من به طور ناخودآگاه شاید باید بگم… اغلب یا همیشه میدونم که خوابم… و به همین دلیل وقتی خواب بدی ببینم شروع میکنم به کمک خواستن بعضی وقتا صدام خیلی بلند میشه همه از خواب می پرن… چون دلم میخواد زودتر بلند بشم اما تا کسی نیاد بیدارم کنه نمیتونم بلند بشم….

    یعنی این حالت آگاهی و اغلب در خواب دارم… یا بعضی وقتا خواب خوبی می بینم دلم نمیخواد بلند بشم…میخوام بیشتر ببینم اما اون وقتا بیدار میشم خود به خود و تصویر خواب محو میشه و نمیتونم برش گردونم…

    نویسنده ام دوست دارم شخصیت های داستانام رو خواب ببینم و قصه ی داستانم و توی خوابم بببینم و حسش کنم …

    اما نمیتونم خوابی و دوست دارم ببینم… یعنی با اینکه سعی کردم در طول روز به چیزی دوست دارم ببینم فک کنم تا تو خواب ببینمش بازم نشده…

  4. مطلب جالبی بود اما من فکر میکنم انسان باید فکر کنه که میشه کرد این کار رو چون من وقتی ۵ سالم بود خواب های وحشتناکی میدیدم مثلا میدیدم که یک نفر می خواهد منو بکشه یا من باید فرار کنم تا اینکه برادرم به من گفت هر وقت خواب وحشت ناکی دیدی چشمات رو محکم ببند من این کار رو کردم و از خواب بیرون میامدم یا همه چیز دورم ارامش بخش میشد. ولی وقتی چند وقت پیش به برادرم در مورد این حرفش گفتم. خندید و گفت من فقط بهت یک کار الکی را نشون داده بودم و من نمیدونم چرا از وقتی این رو به من گفت دیگه نمیتونم این کار رو بکنم

  5. جان برادر این اراجیف که در مورد رویا میگیرو خودت میفهمی؟خوب بدونید این جسم ماست که به زمان ومکان وابستست ونیاز داره ولی روحمون در بند زمان نیست ومیتونه به آینده سفر کنه.این حرفو که شما میگی یعنی اصلاً یه روح اعتقادی نداری تو اسلام مگه نمیگت روح از بدن جدا میشه ومیره جای دیگه وخواب دیدن در اثر همینه شما که در این زمینه اطلاع داری تا حالا خلع روح شدی؟انشالله وقتی این اتفاق برات افتاد میبینی که بلند شدی ولی نگاه میکنی میبینی جسمت دراز کشیده بعد میتونی تو زمان هم سفر کنی ووقتی از خواب بیدار شدی به وجود روح معتقد میشی

  6. مطلب خیلی مفیدی بود
    پریشب تو خواب با خودم حرف میزدم
    بعد با خودم میگفتم پاشو دیر شد کلا اولش نمیدونستم خوابم ولی نمیدونم این از کجا اومد
    تا حالا سعی نکردم کف دستمو تو خواب ببینم ولی جالب بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *