فرصت سرمایهگذاری
میگن تو جهنم
اتوبان نواب رو که تا آخر بری
-قبل فرودگاه امام-
یه محله هست به اسم «منطقةالایران»
الان دارن خونههاش رو پیش فروش میکنن
تسهیلات خوبی داره
ولی به نظرم نخرید.
میگن تو جهنم
اتوبان نواب رو که تا آخر بری
-قبل فرودگاه امام-
یه محله هست به اسم «منطقةالایران»
الان دارن خونههاش رو پیش فروش میکنن
تسهیلات خوبی داره
ولی به نظرم نخرید.
آیا از افزایش وزن خود رنج میبرید؟
نگران نباشید!
چون قرصهای دکتر شوکتی این مشکل رو برای شما حل کرده.
شما با این قرصها میتونید در کمتر از سه ماه حدود ۳۰ کیلو کاهش وزن رو تجربه کنید.
کافی است همین حالا با ما تماس بگیرید و پکیج قرصهای لاغری، ژل جوانی پوست، تیغ اصلاح ژیلت، هدفون فیلیپس ویژه افزایش میل جنسی و یک ست لباس که یادآور دوستدختر قبلیتان است را از ما هدیه بگیرید.
وقت رو تلف نکنید!
ضمنا دکتر شوکتی آماده هرگونه همکاری با مجلات و جراید برای آموزش لاغری کوبنده در سه ماه و راههای زنده ماندن پس از آن است.
.
Ms. Katy Perry
Greetings,
unfortunately I’m in a relationship.
sorry for this problem!
Regards, AmirJalaleddin Shokati.
February 17, 2012.
نمونه بارز و کوبنده برائت از مشرکین ↑
با توجه به گذشت بیش از یک هفته از برگزاری مراسم گرمی آوردز ۲۰۱۲، روابط عمومی دفتر امیرجلالالدین شوکتی ضمن تقدیر از برگزارکنندگان این مراسم، بیانیهای خطاب به خانم کیتی پری صادر کرد که متن آن به شرح زیر است:
سرکار خانم کیتی پری
از آنجا که در کتب خطی گذشتگان تأکید فراوان به موضوعاتی از قبیل روح و مهمتر از آن اعتقاد به این مقوله شده است، حقیر به نسل جدید، به خصوص شما دوشیزه اهل موسیقی وصیت و نصیحت میکنم که در کنار سایر آحاد ملت و دوشادوش جامعه هنری این اعتقاد را ترویج دهید، حتی اگر به این مهم معتقد و پایبند نباشید.
اینجانب طی این نامه غیرمحرمانه و البته محترمانه اعلام میدارم که صحنه اجرای خارقالعاده توسط سرکار را مشاهده کرده و از دیدنش بسیار خرسند و مشعوف گشتم. علیالخصوص آن بخش که کلمه فرنگی soouul را به صورت کشدار ادا فرمودید موجبات محظوظ شدن این بنده کمترین را فراهم آورد و باعث شد زین پس بیش از سنوات ماضیه در جهت معتقد گشتن به مقوله روح و سایر علوم وابسته اهتمام ورزم.
محضر ذیشرافت سرکار علیه اعلام میدارم که به جهت قرار داشتن در برهه حساس تاریخی، سیاسی، اجتماعی و غیرذلک، همان بیانیه انگلیسی زبان بنده را فصلالخطاب قرار داده و بیخیال بیانیه فارسی گردید؛ باشد که کیوت بمانید.
به امید شفافتر گشتن هر چه بیشتر اوضاع، توفیق روزافزونتان را از بارگاه ملکوتی حضرت حق مسئلت دارم.
امیرجلالالدین شوکتی. بیست و چهارم ربیعالاول هزار و چهارصد و سی و خردهای.
(+)
خب، الان حس میکنم وقتشه که حرفای جدیتری زده بشه.
فصل اول
ببینید؛ چند روز پیش با یکی از دوستام از یه کافه برمیگشتیم که بحثمون به «در رویای بابل» ریچارد براتیگان کشیده شد. بهش گفتم با وجود ساختارشکنیهای جزئی براتیگان، این رمان در کل رمان راحتیه و و اگه جملهها رو با دقت بخونی میتونی متوجه داستان بشی. اینم اضافه کردم که در حال حاضر دارم «صید قزلآلا در آمریکا» رو میخونم و این اصلا خندهدار نیست. چون به نظرم آدم باید آثار نویسندهها رو به ترتیب از غیرمعروفهاشون بخونه و در نهایت به اثری برسه که همه از اون به اسم شاهکار یاد میکنن. هر چند که اون شاهکار از نخستین آثار نویسنده باشه. به طور مثال برای خوندن براتیگان، اول باید «یک زن بدبخت»، «در قند هندوانه»، «انتقام چمن»، «سقط جنین» و «در رویای بابل» رو خوند تا نهایتا به رمانها و داستانهایی مثل «سه نمایشنامه تجربی» یا «صید قزل آلا در آمریکا» رسید.
فصل دوم
همون روز دوستم ادامه داد که برای خوندن آثار مارکز، «صد سال تنهایی» رو به عنوان شروع کار انتخاب کرده و بعد از اون سراغ «عشق سالهای وبا» رفته. (تا جایی که یادمه ترتیبش همین بود به اضافه یکسری کتاب دیگه). وقتی پرسید عشق سالهای وبا رو دوست داشتی یا نه، یه لحظه مکث کردم. نکته اینجا بود که چهار تا آدم درست و حسابی –قبل از خوندن کتاب- بهم گفته بودن که کتاب خوبی نیست اما من شخصا دوستش داشتم و به خاطر ذهنیتی که بهم داده بودن، هی با خودم میگفتم «اه! چقد چرته.» خلاصه اینکه حواستون باشه قبل از تجربه کردن یه چیز هنری، ذهنیت بقیه رو شما تاثیر نذاره. نه فقط رمان و کتاب، که فیلم و موزیک و گالری و … هم ایضا. حتی اگه اون ذهنیت، ذهنیت برتر بودن «صید قزلآلا در آمریکا»ی براتیگان نسبت به آثار دیگهش باشه.
پ.ن: اگه کاربر سایت باشگاه همشهری هستید و اتفاقی گذرتون به اینجا میافته، خواهشا اونجا سوالای شخصی یا فنی نپرسید. کانفرم کردن روزی اوپستا کامنت به خودی خود کار وحشتناکیه.
تصور کنید چند روز دیگه اینترنت ملی افتتاح میشه و شعار تبلیغاتیش اینه:
شما تنها نیستید! جیمیل و یاهو و فیسبوک (دیگر) برای هیچکس باز نمیشود.
اینترنت ملی؛ با مجوز رسمی از سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی
اپیزود اول. من. امشب.
hum. it is a new value-add service from sky with amir shokati!
imagine it please.
you sit on a furniture and smoke some cigarettes, simultaneously!
“ding ding!” suddenly your cellphone say.
a message from sky:
you are here, please leave your life forever, as soon as possible!
regards, owner of ground and heavens that he knows everything.
اپیزود دوم. همیشه فکر میکردم قراره تو زندگی اتفاق خاصی بیفته.
اپیزود سوم. چند وقت پیش یکی از سلبریتی(!)های همشهری تو ماشین نصیحتم میکرد و روز بعد اون نصیحتها رو تبدیل کرد به یادداشت تحریریه. امشب یادم افتاد یه سری ویدیوی الکی ضبط کرده بودم از استانبول. یکیش رو میذارم که آپلودش علافم کنه و شب بگذره.
اپیزود چهارم. دونقطه-خط. کلا نسبت به وضعیت فعلی.
ترجیح میدهم پشت میز کار چرت بزنم و به خوابیدن با کسی فکر کنم، تا اینکه با کسی بخوابم و به کارهای باقیمانده روی میز فکر کنم.
دکتر شریکتی- ساعاتی قبل از تحویل پروژه
یه گروه ۷۰-۸۰ نفره
که هنوزم سر و تهشون معلوم نیست
(نیست آقا! معلوم نیست)
چند سال زحمت میکشن
و یه اختلاس ۲۸۰۰ میلیارد تومانی میکنن
اونوخت این خانوم
رون پاش رو به ارزش ۱ میلیارد دلار بیمه کرده
به نرخ امروز تقریبا میشه ۱۸۵۰ میلیارد تومان
به عبارتی میشه
ارزش چند سال زندگی یه گروه چند ده نفره، کمی بیشتر از رون پای این خانوم
(+)
یه زمان خیلی دور
-مثلا امشب-
آدم میتونه به جایی برسه که خیلی راحت بگه از فردا میشم فلانجور آدم
نه از سر حرف مفت زدن
و نه از سر سوزوندن یا درآوردن لج طرف مقابل
خیلی رک و واقعی
میبینی انقدر بیوابستگی هستی
که میتونی از فردا قید هر چی تو زندگیت فهمیدی رو بزنی و بشی اسکلترین آدم روی زمین
+ نمیدونم اینجایی که وایسادم آخرشه، بعد آخرشه، یا تازه سرشه. اما هر چی هست میدونم که جای خوبی نیست.

این آقای لامپه. آویزونش کردن جلوی ماشین محسن امین. امشب برگشتنی از برنامه دکتر شیری حرفای بدی ازم شنید.
یه سری لش و لوش جمع میشن و یه گروه موسیقی میزنن
و یه سری لش و لوش دیگه هم مریدشون میشن
اونوقت آلبومشون مجوز نمیگیره و میرن مثلن سوئد
صدای آمریکا هم باهاشون به عنوان نماد آزادیخواهی در ایران مصاحبه میکنه
درست مثل سینه لخت گلشیفته