بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘تاکسی’

روز نحس

۲۱ مهر ۱۳۸۹ ۹ دیدگاه

دیروز بلند داد زد و گفت که یکی دیگه رو دوست داره

و من به خودم از قبل اطمینان داده بودم که آرامش بدون طوفان وجود ندارد.

خسته شدم دیگه از همه چی…

+ دلم خیلی پر است. تصمیم دارم در پروفایل فیس بوکم بنویسم:

In a relationship with his blog

!

تفکرات براندازون!

۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ۱۳ دیدگاه

دیروز رفتم نزدیک به دو برابر حق التحریر تهران امروز را دادم و یک ساعت GUCCI تحویل کردم. حالا هم از حرص پولش عین عقده ای ها داخل خانه هم دستم کردم و برای خودم سیب زمینی سرخ می کنم! عجالتاً کاری به ساعت و تهران امروز و سیب زمینی ندارم. قضیه از این قرار بود که آقای ساعت فروش به جای توضیح جنگولک بازی های این ساعت به من از همان زمان انتخاب تا تحویلش یک سره حرف سیاسی می زد. تازگی ها هر کس من را می بیند طبع سیاستش گل می کند. از داخل ون های صادقیه- هفت تیر بگیر تا این اکبر آقای دریانی که شغلش از فامیلی اش مشخص است. هر جا گذرم می افتد یا بحث از مخالفت با حجاب اجباری است، یا تحریم یا گرانی. طرف البته اگر بارش باشد بحث را به دموکراسی و این مکتب های «یسم» دار می کشاند. بحث هایی که مرتب هم تکرار می شوند و خسته می کنند آدم را. انقدر که حرف های ساعت فروش جذاب تر بود تا خود ساعت نو. حالا بحثم اینجاست که واقعا چرا پشت دولت گرم است؟ هر جای شهر که میروی ضدش حرف می زنند و عامه مردم حتی در شهرستان ها ناراضی اند. احتمالاً همان مکتب های «یسم» دار جذابند و ملت احساس گندگی به شان دست می دهد وقتی از مخالفت با دولت حرف می زنند، ولو به دروغ. یا نه، دولت دارد برای خودش کار می کند و میلیون ها میلیون مخالف دارد. پس این جمعیت های بیکاری که جمعه ها پشت احمد خاتمی نماز می خوانند از کجایند؟ کسی از موجودات فضایی چیزی می داند؟ از ساعت گوچی من چی؟ دو نخته دی.