بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘تخت جمشید’

برای خواندنش، باید میخی بدانید!

۲۷ خرداد ۱۳۹۰ ۱۳ دیدگاه

چند روز پیش موضوع برنامه‌ای مخاطب‌محور در یکی از رسانه‌های انگلیسی این بود که «به نظر شما اهمیت دانستن تاریخ در چیست؟» بینندگان مختلفی هم با این برنامه تماس می‌گرفتند و نظر خودشون را اعلام می‌کردند. من که هر چقدر سعی کردم، تا لحظه آخر بوق اشغال شنیدم. اما اگر خط من وصل می‌شد، نمی‌خواستم در مورد اهمیت دونستن تاریخ حرف بزنم؛ بلکه می‌خواستم بگم اطلاع از تاریخ اهمیت چندانی نداره و خوندن کتب تاریخ می‌تونه صرفاً یه مطالعه آزاد مثل خوندن رمان باشه. چون به نظر من تاریخ اون چیزی نیست که ثبت شده، بلکه چیزیه که نویسنده یا تاریخ‌نویس سعی در نشون دادنش داشته. بذارید یه مثال بزنم؛ فرض کنید در یک چهارراه شلوغ من و شما ایستادیم. منتها من یک سمت چهارراه هستم و شما سمت دیگری از اون. اگر وسط این چهارراه یک تصادف رخ بده، مسلماً چیزی که من برای بقیه تعریف می‌کنم با چیزی که شما تعریف می‌کنید فرق داره. این فرق نه فقط به خاطر تفاوت زاویه دید ما، بلکه حتی تأثیر گرفته از حال و هواییه که توش قرار داشتیم. مثلاً اگه من آدم جوگیری باشم، سرعت یکی از ماشین‌ها رو به جای ۶۰ کیلومتر، ۱۰۰ کیلومتر می‌بینم. البته شاید ۶۰ ببینم و ۱۰۰ تعریف کنم! من این حرف خودم رو با استناد به تفاوت‌های فاحشی که توی تاریخ وجود داره میگم.

 

نقاشی «شام آخر»، اثر لئوناردو داوینچی

نقاشی «شام آخر»، اثر لئوناردو داوینچی

 

حواریون رو احتمالاً می‌شناسید. دوازده نفر از یاران نزدیک عیسی مسیح که در نقاشی معروف «شام آخر» اثر لئوناردو داوینچی دیده می‌شن. من کتاب‌های زیادی در موردشون خوندم و خلاصه برداشتم از همه این مطالعات –علی‌رغم تفاوت‌هایی که با هم داشتند- چنین چیزیه: «حواریون دوازده نفر از یاران عیسی بودند که بعد از فوت او (به هر شکل) شروع به نوشتن انجیل می‌کنند. البته هر یک از این دوازده نفر موضوع خاصی رو انتخاب کرد، یکی زندگی‌نامه، یکی کار‌های مهم، یکی جنبه الهیات زندگی و… . اما بعد از اینکه کار همه به پایان رسید، دیدند که ای بابا! این کتاب‌ها خیلی با هم تفاوت دارند و یحتمل این تفاوت‌ها چندین سال بعد برای دین ما دردسر می‌شه. به همین جهت، چهار انجیل مهم در عهد جدید انتخاب شد که این انجیل‌ها امروزه مرجع باور‌های مسیحیان‌اند. متی، لوقا، مرقس و یوحنا.» البته برخی از تاریخ‌شناسان مسیحی می‌گویند که این تفاوت‌ها سندی است بر حقانیت انجیل‌ و عدم تحریفش در طول تاریخ. اما مسلماً در این بین هر کس نظرات خودش رو اعمال کرده و در نهایت نتیجه این کار باعث به وجود اومدن چند انجیل با تفاوت‌های مختلف و گاهاً بزرگ شده. یک مثال دیگر، بر اساس باورهای ایرانیان، پادشاهان مصر باستان برای ساخت اهرام ثلاثه از سیستم بردگی و خرید آدم‌ها به عنوان برده استفاده می‌کردند. در حالی که منطقه پارسه یا همون تخت‌جمشید در زمان داریوش، خشایارشا و اردشیر اول با علاقه و همکاری خود مردم ساخته شده. خب این حرف تقریباً غیرعقلانیه و به نظر می‌‌رسه تلاشی بوده برای سروری دادن ایرانیان نسبت به نژادهای همسایه. تلاشی که صفویان برای جلوگیری از گسترش اختلافات (که به دلیل انتخاب شیعه به عنوان مذهب رسمی کشور پیش اومده بود) زیاد انجام می‌دادند. پس بعید نیست که القای این باور، کار صفویان باشد.

یا یک مثال دیگر در مورد همین تخت جمشید. بر اساس روایتی که در بسیاری از کتب تاریخی ثبت شده، اسکنر مقدونی، سردار یونانی ۳۳۰ سال پیش از میلاد مسیح به ایران حمله کرد و در جریان این حمله، بزرگترین بنای سلطنتی حکومت وقت ایران رو ویران کرد. اما شواهد جدید نشون می‌دن که اصالتاً تخت جمشیدی در کار نبوده که اسکندر بخواد ویرانش کنه! در واقع به باور بسیاری از کارشناسان، زمانی که اسکندر به ایران حمله کرد هنوز پارسه کامل نشده بود و بسیاری از سالن‌هاش حتی سقف نداشت. سرستون‌های صاف، کامل نبودن تزئینات برخی از اتاق‌ها مثل حرم‌سرا و پیدا نشدن حتی یک اثر آتش‌سوزی در اطراف این کاخ تنها بخشی از گواه‌های این مدعاست. پس ماجرای آتش زدن تخت جمشید توسط اسکندر، می‌تونه یک دروغ خیلی بزرگ تاریخی باشه؛ و شاید دلیلی برای ایجاد جنگ در سده‌های بعد.

به نظر من، تاریخ یک نتیجه‌گیری کلی داره. اینکه «دروغ» در هر زمانی وجود داشته و «قلم» هیچ‌وقت و در هیچ بخش از مختصات زمان و مکان، چیزی به اسم قداست نداشته. یعنی هر کس بسته به شرایط و احیاناً سکه‌هایی که نصیبش می‌شد تاریخ رو می‌نوشت.

نظری در این مورد دارید؟ به نظر شما کتابی تاریخی هست که کاملاً مستقل نوشته شده باشه؟ استناد کنید! یا شاید هم با نظر من موافقید، یعنی تاریخ چیزی جز نگاه نویسنده نیست.

پ.ن: آن زمانی که شما آف بودید، ما آن بودیم! صدسالگی IBM، اثرگذارترین شرکت در طول تاریخ مبارک.

وقتی یک ادبیات دوست به شیراز می رود!

۱۴ مرداد ۱۳۸۹ ۸ دیدگاه