مرام خدا!
۱۶ آبان ۱۳۸۹
۸ دیدگاه
در ذهنت بیاور که مادر یا پدر تنها پسرت هستی. پسرت را با شوق راهی مدرسه می کنی. درس می خواند یک عمر. کنکور می دهد. دانشگاه می رود. پسرت حالا ۲۴ سالش شده. کارشناسی ارشد دارد می خواند. دختری را دوست دارد و برایش می روی خواستگاری. چند روز بعد پسرت محض خدمتش می خواهد برود کهریزک. پراید دارد جگرگوشه تو. جاده کهریزک است و یک کامیون. یک حادثه. حالا قلب درد کشیده پسرت از دار دنیا فقط یک خط صاف دارد…
و اشک های من…
+ به امید سلامتی خودتون فاتحه ای برای این جوون بخونید. ممنون.

