بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘دکتر علیرضا شیری’

اینجا سال ۲۰۱۰ است!

۲۱ آبان ۱۳۸۹ ۷ دیدگاه

من در مملکتی زندگی می کنم که برای دکترش در مجاورت های کاری موانست به وجود می آید.
جایی که خیلی ها از درد تنهایی فقط به یک همدم که به خواهر و برادرشان می ماند پناه می برند.

آقای دکتر! اینجا آمریکای لاتین دهه ۵۰ نیست، روستاهای هند نیست…
اینجا ایران است. سال ۱۳۸۹ که به تاریخ تا ۷۰۰۰ می رسد. مهد تمدنی که خیلی ها آن را به ارث برده اند.
خیلی ها که همکار و دوست و آشنا را مونس نمی بینند و نشست و برخاست را از روی علاقه به جنس مخالف نمی دانند.

در کشور من برای شخصی ترین رابطه های ممکن هم عمومی حرف می زنند. هیچ روانشناسی نیست که به همه کوچه پس کوچه های ذهن مخاطبش اشراف داشته باشد و بعضی ها این طور نظر شخصی شان و شاید ده ها کتابشان را املا می کنند.

آقای دکتر! من فقط می خوانم و حسرت می خورم. برای جوان های با فهم کشورم که مخصوص رابطه هایشان هم نسخه تجویز می کنند. شوک می سازند. مکث می سازند. حس می کنند ذهن همه را می دانند و همه با چند روز مجاورت دچار موانست می شوند! ادامه بدهید این حرف ها را. شوک ها و مکث های مان قلمی می شوند. این طوری سندیت هم دارد!

پ.ن: تمام این حرف ها از قول یک ۱۷ ساله است که در دنیای آبی و متوهم خودش زندگی می کند!

حضورم گرم بادا !

۱ آبان ۱۳۸۹ ۸ دیدگاه

پیش حرص: خدایا دارم می میرم از حرص لحن بد و مترادف پاچه خوارانه و جوگیری یک نفر. آدمش کن تا سرتاپای بنده ات را مستربراون نکردم. به یک عدد حسین کلهر نیاز دارم تا پیرامون درصد میزان طرف با او مشورت کنم. خدایا شیر گاومان خشک شد!

پیش پزشک: همینم مانده بود که بروم احساسم را به دکتر شیری بگویم!

صرفاً جهت اطلاع: ما که گویا هیچ جای بازها نیستیم و بود و نبودمان توفیری ندارد و سندش کل یوم به نام خورده! فلذا برویم همان «آرش خوشخو» را دوباره ببینیم خیلی هم بهتر است. اما علی ایحال عصر سوم و ششم آبان که دوشنبه و پنجشنبه خودمان باشد محض بازدید سیب زمینی به دست داخل شبستان خواهم شد. پایه ها از خود کامنت در کنند. زنبور گازم زده!