پیش حرص: خدایا دارم می میرم از حرص لحن بد و مترادف پاچه خوارانه و جوگیری یک نفر. آدمش کن تا سرتاپای بنده ات را مستربراون نکردم. به یک عدد حسین کلهر نیاز دارم تا پیرامون درصد میزان طرف با او مشورت کنم. خدایا شیر گاومان خشک شد!
پیش پزشک: همینم مانده بود که بروم احساسم را به دکتر شیری بگویم!
صرفاً جهت اطلاع: ما که گویا هیچ جای بازها نیستیم و بود و نبودمان توفیری ندارد و سندش کل یوم به نام خورده! فلذا برویم همان «آرش خوشخو» را دوباره ببینیم خیلی هم بهتر است. اما علی ایحال عصر سوم و ششم آبان که دوشنبه و پنجشنبه خودمان باشد محض بازدید سیب زمینی به دست داخل شبستان خواهم شد. پایه ها از خود کامنت در کنند. زنبور گازم زده!

نام این آقا حمید روستایی است و سمتش مدیر روابط عمومی موسسه تبیان. من هم که خب مسلما سمت راستی ام و دارم در مورد ابتکارات تبیان و فضای کلی نمایشگاه رسانه های دیجیتال با ایشون صحبت می کنم. نه حوصله دارم که درددل کنم و نه می توانم با چند خط روی شبستان کلنگ بزنم. اما از من که پنهان نیست، از شما چه پنهان! حرف این آقا توی کل نمایشگاه تک بود. شاکی بود مثل من از وضع تکرار مدام بخش ها و شرکت هایی که هر سال فقط برای فروش چهار تا سی دی غرفه می زنند. تنها پدیده «چهارمین جشنواره و نمایشگاه بین المللی رسانه های دیجیتال» با این نام عریض و طویلش یک بازی تبیان بود. از قرار معلوم بروبچه های استودیوی بازی این موسسه اولین بازی شبکه ای ایرانی را که کپی کانتر است البته با کیفیت بهتر برنامه نویسی کرده اند. بازی کردمش. اگر واقعا تولید داخل باشد شاهکار این مملکت است. خودمانیم. درنمایشگاهی که چهارمین سال برگزاری اش آنقدر تکراری بود که دخترپسرها فقط برای ردوبدل کردن شماره آمده بودند، تبیان گل سر سبد غرفه ها بود. قضیه دخلی به سازمان تبلیغات اسلامی ندارد. در این اوضاع افتضاح فناوری اطلاعات ایران، تبیان نقطه عطف تکنولوژی است! این فقط ادای دینی است به برنامه نویسان اولین بازی جنگی شبکه ای ایرانی. دم همه تان گرم. «دفاع» را از دست ندهید!
دسته هازندگی دیجیتال, شخصی برچسب ها:DMF, بازی دفاع, بازی رایانه ای دفاع, بازی شبکه ای دفاع, تبیان, جشنوره DMF, حمید روستایی, رسانه های دیجیتال 90, شبستان مصلی, مصلی, مصلی امام خمینی, نمایشگاه IT, نمایشگاه رسانه های دیجیتال, پنجمین جشنواره رسانه های دیجیتال