بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘هفت تیر’

خوب، بد، تلخ

۲۸ مهر ۱۳۸۹ ۵ دیدگاه

چه حس خوبی داشت امروز…

بعد از سه هفته خوردن ناهار همشهری با ماست پرچرب

ریختن چایی داغ تو لیوان خودم بعد از غذا

صفحه بندی سرظهر و الاف پرینت شدن

چرت زدن روی کیبورد لپ تاپ

دانلود البوم عرفان و گوش کردنش موقع نوشتن یادداشت

همه رو دوس دارم، مخصوصاً وقتی ۳ هفته ازشان دور بودم

خدا این مدرسه و تایمش را لعنت کند!

همه شان بود اما بعدش تلخی ماجرا با بغضش گلویم را بست

بعد از سه هفته پرسه زدن بین ولیعصر و هفت تیر و صدای هندزفری بالا بردن

روی پل کریمخان قدم زدن و از گوشه چشم اشک ریختن

به یاد همه روزهای خوب…

تفکرات براندازون!

۲۷ شهریور ۱۳۸۹ ۱۳ دیدگاه

دیروز رفتم نزدیک به دو برابر حق التحریر تهران امروز را دادم و یک ساعت GUCCI تحویل کردم. حالا هم از حرص پولش عین عقده ای ها داخل خانه هم دستم کردم و برای خودم سیب زمینی سرخ می کنم! عجالتاً کاری به ساعت و تهران امروز و سیب زمینی ندارم. قضیه از این قرار بود که آقای ساعت فروش به جای توضیح جنگولک بازی های این ساعت به من از همان زمان انتخاب تا تحویلش یک سره حرف سیاسی می زد. تازگی ها هر کس من را می بیند طبع سیاستش گل می کند. از داخل ون های صادقیه- هفت تیر بگیر تا این اکبر آقای دریانی که شغلش از فامیلی اش مشخص است. هر جا گذرم می افتد یا بحث از مخالفت با حجاب اجباری است، یا تحریم یا گرانی. طرف البته اگر بارش باشد بحث را به دموکراسی و این مکتب های «یسم» دار می کشاند. بحث هایی که مرتب هم تکرار می شوند و خسته می کنند آدم را. انقدر که حرف های ساعت فروش جذاب تر بود تا خود ساعت نو. حالا بحثم اینجاست که واقعا چرا پشت دولت گرم است؟ هر جای شهر که میروی ضدش حرف می زنند و عامه مردم حتی در شهرستان ها ناراضی اند. احتمالاً همان مکتب های «یسم» دار جذابند و ملت احساس گندگی به شان دست می دهد وقتی از مخالفت با دولت حرف می زنند، ولو به دروغ. یا نه، دولت دارد برای خودش کار می کند و میلیون ها میلیون مخالف دارد. پس این جمعیت های بیکاری که جمعه ها پشت احمد خاتمی نماز می خوانند از کجایند؟ کسی از موجودات فضایی چیزی می داند؟ از ساعت گوچی من چی؟ دو نخته دی.