نمی‌کُشه

social network

وسط شلوغیای عجیب غریب این روزا و پروژه‌ی عجیب و بزرگی که روبه‌رومونه، بی‌مقدمه یاد این تیکه سوشال نتورک افتادم. به‌نظرم سکانس خیلی مهمیه. دادگاه تموم شده و وسط کلی شلوغی، مارک یاد اریکا میفته، دختر مورد علاقه‌‌ی چند سال پیشش. اون لحظه، اون لحظه‌ی آروم بعد از دادگاه شلوغ، که به سرش می‌زنه اریکا رو ادد کنه.

اسمش رو نمی‌دونم چی بذارم. نه میشه بهش گفت تراژدی، نه دراما.. رومنس هم میشه اون‌ور بوم. ولی اینکه آدم تو زندگیش قصه داشته باشه اصلا چیز بدی نیست. قصه‌ها همیشه وقتی به آخرشون میرسن یادمون میان. آخر قصه همون صندلی کنار پنجره‌ی هواپیماست که نصف شب، بین دو تا شهر که یکی دو ساعت با هم فاصله دارن تو ارتفاع ۳۵۰۰۰ پایی جابه‌جات می‌کنه. “ما می‌خوایم دنیا رو جای بهتری کنیم!” صبح تا شب درگیر ده تا داستان کاری‌ایم و بین این داستانا ممکنه اتفاقای خوبی برای قصه‌ی زندگیمون نیفته. اونجور جلو نره که می‌خوایم. بین این اتفاقا، مراقب باشید زنده بمونید. شمایید که باید قصه زندگی رو جلو ببرید. خودتون رو از بالا، وسط یه فیلم ببینید و ادامه بدید. داروین، شخصیتایی که نتونن با شرایط وفق پیدا کنند رو از قصه حذف می‌کنه. تبدیل نشید به اون آدمایی که اسمشون آخر تیتراژ، به عنوان “باتشکراز” این دنیا میاد. شخصیت اصلی باشید. بازی کردن زندگی و اهمیت دادن به داستاناش، و به جاش زامبی ِکار کردن و پول درآوردن نشدن و نرفتن دنبال دغدغه‌های ۹۹ درصد آدما، که ختم به دو مورد میشه، نشون‌دهنده آدم بودن و زنده بودن شماست. وان‌پرسنت قصه زندگیتون باشید.

از ماست که بر ماست

مجمع جهانی اقتصاد با بررسی عاملهای اقتصادی، آموزشی، بهداشتی و سیاسی گزارشی منتشر کرده که طبق اون، نروژ، فنلاند، سوئد بهترین وضعیت رو از نظر برابری جنسیتی دارند. مطابق همین گزارش اشاره شده که یمن، پاکستان، سوریه، چاد و ایران، در بدترین وضعیت از نظر برابری جنسیتی به سر می‌برند. نکته‌ای که توجهم رو به خوندن دقیق‌تر این گزارش جلب کرد، موضوعی بود که اتفاقا چند روز پیش در موردش پستی روی فیس‌بوک گذاشته بودم. فرهنگ برابری جنسیتی! سه کشوری که تو بالاترین رتبه‌های این جدول دیده میشن، سه کشور حوزه اسکاندیناوی‌اند، دقیقا کنار هم قرار گرفتند و یک فرهنگ دارند. و برعکسش، کشورهای آخر جدول، همگی مربوط به خاورمیانه و شمال آفریقا. به عقیده من برخلاف تصویری که از نابرابری جنسیتی حاصل از سیاست‌های حکومتی تو ایران هست، این حکومت‌ها نیستند که تاثیر مستقیم می‌ذارند، بلکه این نگاه مربوط به فرهنگ و تمدن کشورهاست و تو سی سال بعد از انقلاب، تغییر محسوسی توش ایجاد نشده. از وقتی که توییترم رو ساختم، وقت و بی‌وقت با مزه‌پرونی‌های حال‌به‌هم‌زنی مواجه میشم که دقیقا از نگاه “پسرا باید دختربازی کنند، دخترا باید دنبال پسر خوب باشن”‌ بیرون میان. اونم نه از سمت لات و لوت‌های سرکوچه، که از سمت آدم‌هایی که هر کدوم تو حوزه‌ کاری خودشون سرشناسن. به نظرم تا وقتی که دخترها/زن‌ها قدرت و اعتماد به نفسشون رو تو جذب پسرها/مردهای بهتر، و پسرها قدرت و اعتماد به نفسشون رو تو زدن مخ دخترهای بیشتر می‌بینند، تغییری تو این جدول ایجاد نمیشه. هر وقت گروه مهم و بزرگی از جامعه به این نتیجه برسند که آدم‌ها با هم برابرند، رابطه عاطفی یک موضوع دو طرفه و نه با فاعلیت جنس مذکره و زندگی انسان‌ها با حیوانات تو این زمینه تفاوت‌هایی داره، اون‌وقت می‌تونیم منتظر باشیم که پنجاه سال بعد، این فرهنگ باعث ایجاد تغییراتی تو نگاه برابر جنسیتی در زمینه‌های کاری، حقوقی و … بشه. جدول منتشر شده نشون میده که این موضوع نه ربطی به حکومت داره، نه حسی که مردم اون جامعه نسبت به خودشون از نظر نزدیکی با فرهنگ غرب دارند. این موضوع فقط مربوط به فرهنگ جاری جامعه‌ست.